لطفا مشاوره بدید برا تصمیمگیری بهتر و آینده بهتر برای دو طرف

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
من 1 دختر 30ساله فوق لیسانس مدیریت جهانگردی هستم با آقا پسری دیپلم برق 30ساله 13 سال دوس بودم

توی این سالها دوستیمون فراز و نشیب زیادی داشته خانواده پسر بیشتر درجریان بودن چون پسر با مادر صحبت میکرد

ولی من هیج  نمیگفتم . سعی میکردم نفهمن من با کسی دوس هستم

حالا بعد از اینهمه سال انتظار و فراهم شدن شرایط زندگی دو نفرمون مادرشون راضی شدن و اومدن خاستگاری و از جریان دوستی ما گفتن و مادر من  بخاطر من سکوت کردن

و مادر ایشون از من و خانواده خوششون اومد و مراحل بعدی آغاز شد و با 14 سکه مهریه به توافق رسیدیم

رفتیم خونشون برا مشخص شدن تاریخ بله برون و من زیاد صحبت کردم که خانواده پسر به من گفتن متکلم وحده بودی

من  چند مورد ناراحت شدم از برخورد مادر به طور مثال رفتیم دم خونشون منو 1 دعوت نکردن بیا بالا

یا برا هماهنگ کردن اینکه از چ ساعتی برا بله برون بیام با مادر من حرف زدن و مادر من گفتن اگه تعدادتون زیاد شده هیچ اشکالی نداره مادرشون گفتن با توجه به ظرفیت محیط همون تعداد میمونه ک مادر من ناراحت شدن گفتن خونه ما 130 متر خونه خودشون 50 متر منظورش چیه و من رفتم حماقت کردم اینو به آقا پسر گفتم .و ایشون به مادرشون

 

مادرشون زنگ زدن که مادر من میگن با صدای بلند صحبت میکردن ولی خودشون میگن نه

و حتی آقا پسر هم پیششون بودن و من انتظار داشتم آقا پسر نذاره مادرشون زنگ بزنن

که اگه میبینید برا آشنایی بیشتر خانواده ها برنامه بله برون عقب بیفته

و من وقتی از سرکار برکشتم با برخورد خانوادم انگارآب یخ ریختن رو سرم

و شروع به گریه که چرا گفتن عقب بندازم 1حرفی زدم زده شده تمومش کنن بره

پدرم دعوت کردن بیان منزل تا صحبت بشه ولی ا شمشیر از رو بسته بودیم مادرم به قصد تموم شدن این رابطه چون از رفتار مادرداماد از روز اول خوششون نیومد و آقا پسر پشت مادرشون و میانه نگرفتن ک بحث بالا نکشه ولی من طرف هر دو بودم و 3بار بلند شدن برن و من نذاشتم و در آخر سر هم مادرم معذرت خواس و روبوسی کردن و قرار بله برون دوباره فیکس شد

ولی فردا شبش پسر پیغام داد ک شیرین من نمیتونم حرمت خانواده ها از بین رفته اگر برا بله برون بیایم دیگه اون رفتار قبلی نداریم و چیزاییکه تدارک دیدیم کمتر میشه واینکه من دیکه با خانواده عروس رفت و امد نمیکنم

 و من ناراحت شدم چون خانوادم بخاطر من کوتا اومدن و ما داشتیم همه چیو اماده میکردیم و دوباره اب یخ ریخته شد رو سر من

و خانوادم بله برونو کنسل کردن و الان مدام از بدیهای پسر میگن که دیپلمه فرهنگ نداره طرز میوه خوردنش و اینکه من بیشتر دوسش دارم و ایشون خیلی معمولین و تو چ جوری میخای با خانوادش زندگی کنی و این بچه ننه است و اگه 1 روز مادرش بد بشه باهات با 14 تا سکه میذاره میره و .... هر روز سرکوبت میکنه و له میشی و ....

دیشب رفتم مشاوره گفتن ریش سفید بیارید این چیزا رو حل کنه ولی پدر و مادرم گفتن ما نمیایم اگر دختر مشاور هم همچین مشکلی داش همینو میگفت ؟و  تو هم تمومش کن ای پسر بدرد تو نمیخوره

 

ممنون میشم راهنمایی کنید
سوال شده شهریور 29, 1395 در خانواده بوسیله ی shirin tajrishi (130 امتیاز)

1 پاسخ

3 دوستدار 0 امتیاز منفی

سلام من را بپذیرید 

شیرین گرامی , ضمن تشکر از اعتماد شما , درباره موقعیت خودتان به صورت خلاصه اشاره فرمودید اما درباره موقعیت شغلی ایشان توضیحی نداده اید  . بعد از یک دوستی 13 ساله وارد بحث ازدواج شدید و سوال من از شما این است که در طی اینهمه سال چطور بحث ازدواجی شما تا 30 سالگی طول کشید ؟ و آنچه محرک ایشان و شما برای بحث ازدواج بود آیا این سرمایه گذاری 13 ساله بوده و یا شناخت شما به یکدیگر این را نشان داده است که برای ازدواج با هم مناسب هستید ؟ دقت بفرمایید : 

  • دوستی به صرف طولانی بودن مدت زمان آن نمیتواند به تنهایی فاکتور های مهم ازدواجی را نشان بدهد ولی شما میتوانید برخی از ویژگی های طرف مقابل را بشناسید 
  • حال در این موقعیت یا شما نمیدانستید که این ویژگی های مهم هستند و یا ارزیابی تان از شخیت ایشان به گونه ای دیگر بوده است . مثلا استقلال برای یک مرد از الزامات است و شما با مردی که از خانواده خود مستقل نشده است و معیار دوست داشتن و نداشتن و انتخاب هایش تحت اثیر خانواده است بسیار هزینه خواهید داد .
  • شیرین گرامی دقت بفرمایید که در طول ارتباط شما وقتی ایشان درباره این رابطه با مادر خود صحبت میکردند نشانه هایی از عدم استقلال خودنمایی کرده اند که شما این را نادیده گرفته اید ویا از اندازه مهم بودن آن اطلاع نداشتید . 
  • تفاوت مقطع تحصیلی نیز در جایی کم اهمیت است که هر دو نفر جنبه این تفاوت را داشته باشند که در این خصوص توصیحی نداده اید 
  • همچنین درباره اینکه به چه دلیل مهریه شما به این اندازه است توضویحی نداده اید . 

شیرین گرامی شما شایسته این هستید که با مردی وارد بحث ازدواج بشوید که قدرت اینکه حرمت شما را حفظ بکنند داشته باشند . به میزانی که یک مرد در قدرتمند باشد به همان میزان حرمت شما در خانواده ایشان نیز حفظ خواهد شد و مراقب باشید که با اصرار ورزی بر روی این ارتباط عزت خود و خانواده خود را خدشه دار نکنید . شما لایق این هستید که با عزت وارد یک خانواده بشوید . 

 

خوشحال خواهم شد که با بررسی سوالات شما , هرزمان , خدمتی تقدیم شود 

سمانه جهانبخش , کارشناس ارشد روانشناسی , خانه توانگری 

 

پاسخ داده شده مهر 3, 1395 بوسیله ی سمانه جهانبخش (68,400 امتیاز)
...