به سامانه پرسش و پاسخ "خانه توانگری طوبی" خوش آمدید, مکانی برای پرسش سوال شما و دریافت پاسخ از دکتر شیری و همکاران خانه توانگری.

6,531 سوال

6,484 پاسخ

3,155 نظر

7,402 کاربر

6 نفر آنلاین
0 عضو و 6 مهمان در سایت حاضرند
بازدید امروز: 853
بازدید دیروز: 4805
بازدید کل: 6199272

گذر از سوگواری و امید به آینده

1 امتیاز مثبت 0 امتیاز منفی
سلام,من یک دختر سی ساله هستم که بعد ازپایان هشت سال رابطه با یه پسر به خاطر مشکلات فراوان که بزرگتربن اون دخالت خانواده ش و عدم استقلال مالی و فکری بوده ,دچار ناراحتی زیادی هستم .اگر براتون جای سوال هستکه چرا ۸سال طول کشید باید بگم که من از ابتدا متوجه تفاوت ها و سطح فکر بودم و. بارها رابطه رو کات کردم,اما هر بار با تهدید و زور دوباره برگشتم ,خب یه خاطرات خوشی هم داشتیم باهم که الان اونا یه لحظه راحتم نمیزارن ,با اینکه به شدت غرور و شخصیتم بخاطر رفتارای اون پسر پیش خانواده خودم و خودش شکسته شد و اگر ازدواج میکردیم هیچوقت خوشبخت نمیشدیم ,روزاهای خوبی رو سپری نمیکنم ,از طرفی نگران ابن هستم باز تهدید بشم یا به زور بخواد بر گردم چون به گفته خودش با هیچکس ازدواج نخواهد کرد ,از نظر من کاملا همه چی تموم شده ,اما من حس نگرانی و عدم اعتماد بنفس ,ترس از تنها موندن و خیلی حس های بد دیگه دارم ,دوست دارم این روزها بگذرن چون خاطرات خوب که یادم میاد غصه دار میشم به عکسش نگاه میکنم و...با ابنکه میدونم رابطه اشتباهی بوده ولی غمگینم .اینم بگم که آدم فعالی هستم ,ورزش,خیاطی ,کوه نوردی و خیلی کارهای دیگه انجام میدم,بازهم غمگینم .و ابن ترس از تنها موندن هم مضاف بر سایر غم ها روحم رو آزرده کرده .میشه لطفا کمک کنید تا ازین روزها و حس ها فاصله بگیرم؟
سوال شده شهریور 29, 1395 در پایان ارتباط بوسیله ی Nilufarane (170 امتیاز)

1 پاسخ

4 دوستدار 0 امتیاز منفی

سلام من را بپذیرید 

نیلوفر گرامی از اینکه حس های ناخوشایندی را تجربه میکنید متاسفم . حمل کردن خاطرات یک رابطه 8 ساله ناسالم با همه خوشی هایی که داشته است شما را در شرایط بحرانی قرار داده است و طبیعی است که این روزها این احساسات را تجربه بکنید . گاهی احساس دلتنگی بکنید , گاهی از اینکه فرد دیگری شما را دوست نداشته باشد بترسید , از اینکه تنها بمانید احساس نا امیدی بکنید , دوست داشته باشید با کسی صحبت بکنید و یا کارهایی که با این فرد انجام میدادید انجام بدهید , گاهی احساس کنید وقت خود را تلف کرده اید , گاهی احساس بکنید که قلب شما شکسته است , گاهی احساس شکسته شدن بکنید و عزت خود را خدشه دار شده ببینید . نیلوفر گرامی شما به واسطه انسان بودن خود بناست بعد از یک ترک عاطفی 8 ساله اینها را تجربه بکنید به این دلیل که سالم هستید . اما همه اینها نیز دلیل نمیشود که فراموش کنید برای بیرون آمدن از آن رابطه دلایلی داشته اید و آن دلایل دوام خواهند داشت اما حس شما دوام نخواهد داشت . شما از این احساسات عبور خواهید کرد اما در صورت ادامه با آن فرد آن روزهای بحرانی دوام پیدا میکردند . 

چه کاری میتوانید بکنید که عبور درستی داشته باشید ؟ 

  1. خاطرات خود را با دیدن عکس ها , رفتن به جاهایی که قبلا با یکدیگر میرفتید , پیگیری از طریق شبکه های اجتماعی , صحبت با دوستان مشترک , صحبت کردن با عمه تراپ ها و ... تداعی نکنید . بخشی از اینها در طول زمان اتفاق میفتد و این خاطرات در طول زمان کمرنگ تر خواهند شد در شرایطی که شما با یادآوری روزانه این روند را کند نکنید و این کار مغز است .
  2. بنشینید و سهم خود را در این 8 سال سازش مخرب پیدا بکنید . داشتن پدر یا مادری منفعل میتواند باعث بشود که شما نیز تحت کنترل دیگران همین رفتار را تکرار بکنید و بناست رفتار سالم و پرجریت را جایگزین بکنید . 
  3. داشتن تله "بی ارزشی " میتواند باعث بشود در یک رابطه مخرب بمانید و خود را شایسته رابطه سالم ندانید 
  4. داشتن تعریف اشتباه از دوست داشتن ممکن است باعث بشود رفتارهای خشونت آمیز و تهدید های ایشان را به اشتباه دلیل دوست داشتن قلمداد بکنید و از سویی  به اشتباه فکر کنید هیچکس مانند ایشان شما را دوست نخواهد داشت چون هیچکس اینگونه رفتار نخواهد کرد و درباره دومی میتوان گفت به این دلیل که این رفتار سالم نیست هیچ فرد دیگری را بنا نیست ببینید که اینگونه رفتاری را نشانه دوست داشتن بداند 
  5. نیلوفر گرامی شما بنا نیست با هر فرد دیگری که به شما میگوید بدون شما نمیتواند زندگی بکند وارد ارتباط بشوید . شما بناست به خودتان و خوشحالی خودتان فکر کنید و مراقب باشید که با جملاتی این چنینی خود را در شرایط پرریسک قرار ندهید . 
  6. به طور کلی میتوانید برای دفع مزاحمت این فرد از اقدامات قانونی کمک بگیرید . تحت هر شرایطی قانون از شما دفاع خواهد کرد . هیچ فردی نمیتواند شما را وادار به انجام کاری بکند مگر ترس های شما . با ترس هایتان روبرو بشوید و برای ساختن زندگی شایسته خود بجنگید .
  7. انجام فعالیت های متفاوت میتواند شما را کمک بکند که فکر خود را بر روی رشد های فردی متمرکز کنید . اگر فکر شما درگیر شد فقط به کار ادامه بدهید .

 

خوشحال خواهم شد که با بررسی سوالات شما , هر زمان , خدمتی تقدیم شود 

سمانه جهانبخش , کارشناس ارشد روانشناسی , خانه توانگری 

 

پاسخ داده شده مهر 7, 1395 بوسیله ی سمانه جهانبخش (68,400 امتیاز)
چقد قشنگ صحبت میکنید خانم جهانبخش عزیز آدم با خوندن راهنمایییاتون حال میاد یادم میاد تو بحرانی ترین‌روزای زندگیم چطور صحبتاتون راهو بهم نشون میداد ممنون که هستید
عالی بود مرسی خانم جهانبخش
عالی بود ممنون از جواب کاملتون????
...