به سامانه پرسش و پاسخ "خانه توانگری طوبی" خوش آمدید, مکانی برای پرسش سوال شما و دریافت پاسخ از دکتر شیری و همکاران خانه توانگری.

6,531 سوال

6,484 پاسخ

3,155 نظر

7,405 کاربر

7 نفر آنلاین
0 عضو و 7 مهمان در سایت حاضرند
بازدید امروز: 2828
بازدید دیروز: 5128
بازدید کل: 6206370

رابطه با مرد متاهل

6 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام من یه دختر ۳۲ساله هستم. مدت یکساله که با همکار مردم که متاهل هست دوستم. البته دوستی ما اول خیلی ساده و فقط در محل کار و صرفا در مورد مسایل کاری بود. ولی بدلیل اینکه از طریق اپلیکیشن های اجتماعی مثل تلگرام و واتس اپ مدام در ارتباط بودیم صمیمیتمون بیشتر شد. باید بگم که من قبلا تجربه دوستی با هیچ مردی رو نداشتم. بدلیل اعتقادات مذهبی و شرایط خانوادگیم. همیشه فک میکردم اولین و آخرین مرد زندگیم کسیه که باهاش ازدواج میکنم. حتی به ازدواج از طریق آشنایی هم فک نمیکردم همیشه مطمئن بودم که ازدواجم سنتی و از طریق خانوادس همونطور که همه ازدواج های خانوادمون به اینصورت بوده. دلیل دوستی با این همکارم هم این بود که فک میکردم چون متاهله هیچ اتفاقی بینمون نمی افته. خیلی از خودم مطمئن بودم که پام نمیلغزه. اولش دوستیمون از اونجا شروع شد که هردومون شدیدا اجتماعی و پرانرژی بودیم سرکار و همزمان هر دو دوستان صمیمیمونو  بدلیل انتقال اونها به جای دیگه از دست دادیم. هر دو مشوق هم بودیم سرکار و به هم انگیزه ادامه و تلاش میدادیم و به همفکری هم نیاز داشتیم.  توی درس به هم کمک میکردیم و چیزهای دیگر. من همیشه مد نظر داشتم که ایشون متاهل هستن ولی چون از خودم مطمئن بودم که آسیبی به زندگی خصوصی ایشون وارد نمیکنم ادامه دادم. البته همیشه از این بابت عذاب وجدان داشتم. الان رابطه ما خیلی خیلی صمیمی شده در حدی که بیرون از محل کار همو چند بار دیدیم. من گیج گیجم. از خودم متعجبم. اینقدر اروم اروم اتفاق افتاد که اصلا متوجه نشدم یهو دیدم که صمیمیتمون خیلی زیاد شده. الان نمیدونم چیکار کنم. بارها به خودم قول دادم که دیگه نبینمش ولی چون  در محل کار مدام میبینمشون دوباره وسوسه میشم. باید بگم که ایشون یه آقای بسیار جذاب و مبادی آداب هستن. هربار که منطقی با هم حرف میزنیم قبول میکنه و حق رو به من میده که دوس دارم تمامش کنیم ولی بعد از چند روز دوباره اظهار دلتنگی میکنه و اصرار برای دیدن. منم خیلی مقاومت میکنم ولی در نهایت اونه که موفق میشه. واقعا از خودم در تعجبم. باور نمیکنم که اینقدر راحت دارم گناه میکنم واقعیتش اینه که برا اتمام رابطم گناه بودنش اهمیت کمترین داره نسبت به دلایل دیگه مثال متاهل بودن ایشون. آخر و عاقبت نداشتن رابطه و از دست رفتن آبروم و خیانتی که به اعتماد خانوادم میکنم. هیچ کس هیچ کس به فکرشم خطور نمیکنه که من ممکنه همچین خطایی بکنم. نمیدونم چم شده؟ میدونم اشتباهه میدونم خطرناکه میدونم شرمنده خدا و ائمه هستم ولی باز وقتی شرایطش پیش میاد نمیتونم خودمو قانع کنم. شاید برا اینه که ایشون هم از نظر ظاهری هم از نظر رفتاری مورد پسند من هستن البته ما از نظر اعتقادی خیلی فرق داریم باهم ولی شخصیتی خیلی همو جذب کردیم. من هیچ‌وقت از هیچ مردی تاییدی رو که از ایشون گرفتم نگرفتم. به من احساس اعتماد به نفس میده. نمیدونم نمیدونم چطور خودمو قانع کنم. تورو خدا برام توضیح بدین که چرا همچین اتفاقی برای من پرمدعا از نظر پاکی افتاده قانعم کنین که دیگه ادامه ندم. جالبه میدونم عاشق من نیست دقیق نمیدونم رابطمون چه شکلیه از ظاهر زندگیشون مشخصه که همسرشون خیلی باید خوب باشه چون هم زیبا هستند هم خانواده بسیار بسیار خوبی دارند. من از نظر ظاهری دختری معمولی رو به خوب هستم دختری نیستم که در یک نگاه عاشقش  بشن و تحصیلاتم ارشد هست. من خیلی دوس دارم ازدواج کنم. قبلا چون هیچ تجربه تماس با مردی رو نداشتم انگیزه ازدواجم بیشتر سروسامون گرفتن، هدف‌مند شدن زندگیم و البته بدست آوردن عشق و محبت بود ولی الان واقعا احساس تنهایی میکنم واقعا نیاز به توجه و عشق دارم به کسی که دوستش داشته باشم و دوستم داشته باشه چون مزه توجه یه مرد رو چشیدم البته من تمام لحظه های بودن با ایشونو بدلیل اعتقاداتی که دارم عذاب وجدان داشتم و ته دلم نتونستم لذت ببرم ولی همزمان... خواهش میکنم راهنماییم کنین که از این بحران بیرون بیام من نمیتونم در این مورد از کسی راهنمایی بخوام از ترس آبروم لطفا کمکم کنین. ممنون
سوال شده مهر 9, 1395 بوسیله ی هاناـ هستی (190 امتیاز)

1 پاسخ

5 دوستدار 0 امتیاز منفی

سلام دوست گرامی

قابل درک است که بودن در چنین رابطه ای تا چه اندازه می تواند سبب ایجاد استرس شود.

زندگی ما پر از لحظاتی است که باید تصمیم گیری نماییم یعنی در هر لحظه از زندگی با تصمیم گیری مواجه هستیم. در این میان،  تصمیم هایی هستند که از اول محکوم به شکست هستند.

هر آدمی در زندگی خود ممکن است خطاهایی داشته باشد. اما بنا نیست انجام یک اشتباه مجوزی باشد برای ادامه دادن آن. رابطه ممنوعه ممکن است در ابتدا با یک روند معمولی (مثلا رابطه کاری) شروع شود اما به تدریج سبب وابستگی گردد.

مردی که بنا به هر دلیل وارد رابطه فرا زناشویی می شود یا قادر به متعهد بودن نیست یا اینکه اگر مشکلاتی با همسرش دارد قادر به حل مشکلاتش نیست و از شما به عنوان زنگ تفریح یا فرصتی برای تمدد اعصاب استفاده می کند. گاهی هم تنوع طلبی برخی از مردان سبب روی آوردن به چنین روابطی می شود.

اینکه شما در این سن از احساس تنهایی ناراحت باشید و تمایل به ازدواج داشته باشید امری طبیعی است ولی رابطه با مرد متاهل نمی تواند چاره ای برای این تنهایی باشد. همانطور هم که خودتان اشاره کرده اید جنس این رابطه از سوی ایشان عشق نیست و شما فقط خودتان را در معرض آسیب قرار داده اید.

پس اگر برای خودتان ارزش و احترام قائل هستید ضمن در نظر گرفتن لطمه ای که به همسر این آقا وارد خواهید کرد، بهتر است بدانید مردهای مجرد خوبی هم هستند که بتوانید با آنها ارتباط  هدفداربرقرار کنید و عمر و وقتتان را با ارتباط با یک مرد زن دار تلف نکنید.

آدم ها همیشه از اشتباهاتشان درس می گیرند و می توانند این درس ها را به همدیگر هم منتقل کنند. اما به خاطر یک رابطه کوتاه مدت عاشقانه، خود را در معرض آسیب قرار ندهید. توصیه می شود سختی های ترک رابطه عاطفی را بپذیرید و از این رابطه بیرون بیایید. این رابطه همانطور که خودتان هم به آن اشاره کرده اید سرانجامی جز آسیب های فراوان برای شما نخواهد داشت.

اگر می‌ خواهید معنا و مفهوم عشق و زندگی را به خودتان یادآور شوید و به قول خودتان سر و سامان بگیرید، فقط کافی است بدانید که در همچنین رابطه ای آن را پیدا نخواهید کرد.

 

خواندن مقالات زیر خدمت شما پیشنهاد می شود:

رابطه با مرد زن دار

با یک مرد زن دار رابطه دارم

نه به رابطه ممنوع ! نه به بی سرانجامی و سرخوردگی!

 

از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری- کارشناس ارشد روانشناسی- خانه توانگری

 

 

پاسخ داده شده آذر 13, 1395 بوسیله ی فاطمه علی اکبری (77,300 امتیاز)
...