به سامانه پرسش و پاسخ "خانه توانگری طوبی" خوش آمدید, مکانی برای پرسش سوال شما و دریافت پاسخ از دکتر شیری و همکاران خانه توانگری.

6,531 سوال

6,484 پاسخ

3,155 نظر

7,413 کاربر

9 نفر آنلاین
0 عضو و 9 مهمان در سایت حاضرند
بازدید امروز: 7470
بازدید دیروز: 9033
بازدید کل: 6231125

استرس کودک شش ساله

2 دوستدار 0 امتیاز منفی

با سلام و تشکر از راهنمایی های مفید شما.

من زنی 36 ساله ام و پسری شش ساله دارم که از ابتدای تولدش تا به حال فقط 9 ماه مهد رفته. من شاغلم و پسرم همیشه پیش مامانم بوده. برای مهد رفتنش یک ماه مرخصی گرفتم و آروم آروم با مهد آشنا شد و رفت. اون موقع پنج ساله بود و به دلیل اینکه خیلی خیلی زیاد مریض شد و مشکلاتی برای گوشش پیش آمد به توصیه پزشکش، از ابتدای فروردین امسال مهد رفتنش رو قطع کردیم تا ابتدای مهر که باید می رفت پیش دبستانی. من پیش دبستانی یه مدرسه رو انتخاب کردم که واقعا با وسواس انتخابش کردم و همه مواردش برام اکی هست. ولی پسرم خیلی با مدرسه رفتن مشکل داره. صبح ها گریه می کنه و می گه من دوست ندارم برم مدرسه. یک هفته من بردمش مدرسه و خیلی بی تابی می کرد. یک هفته پدرش می بردش. با پدرش که می ره مدرسه، فقط صبح ها گریه می کنه. ولی مدام میگه من دوست ندارم باسواد بشم. من مدرسه رو دوست ندارم. ازش می پرسم، چرا دوست نداری. میگه من نگرانم شما دیر بیایید دنبالم. تا به حال برای هیچ مورد کلاس یا مهد این اتفاق نیفتاده که ما دیر برسیم و او بخواد منتظر بمونه و یا اینکه قولی داده باشیم و بهش عمل نکرده باشیم. هر روز با این نگرانی می ره مدرسه و کلی استرس داره و می بینه که ما به موقع می آییم دنبالش ولی باز از فردا همین رو می گه و روز از نو. جدیدا بعضی مواقع اینقدر استرس داره که استفراغ می کنه. هفته پیش و این هفته هم توی مدرسه استفراغ کرده. همیشه هم دلش می خواد زودتر از بقیه تعطیل بشهف حتی شده ده دقیقه. من بهش گفتم این موضوعی هست که معلمت باید در موردش تصمیم بگیره. و معلمش هم توی این دو هفته به خاطر بی تابی ای که داره اجازه داده بهش که زودتر از بقیه تع طیل بشه. من خیلی نگرانشم ونمی دونم چطور این موضوع استرسش رو حل کنم. چکار کنم که نگران نباشه برای اینکه شاید ما دیر بریم دنبالش. ممنون می شم من رو راهنمایی بفرمایید.

سوال شده مهر 14, 1395 در متفرقه بوسیله ی saran (160 امتیاز)

1 پاسخ

2 دوستدار 0 امتیاز منفی

سلام من را بپذیرید 

ضمن تشکر از اعتماد شما ,درباره فرزند خود اشاره فرمودید و مسایلی که در رابطه با رفتن به پیش دبستانی درباره ایشان دارید . توضیحات شما در رابطه با شاغل بودن خود و نحوه نگهداری از ایشان در نوزادی و نزد مادرتان دقیق نبود و به طور کلی اشاره فرمودید که "پسرم همیشه پیش مامانم بوده " و سوال من از شما این است که از چه سنی ایشان نزد مادرتان بوده اند . دقت بفرمایید که نداشتن وقت کافی برای نگهداری از ایشان و شاغل بودن دایمی شما میتواند منجر به آسیب به ایشان شده باشد .

علایمی که اشاره فرمودید و به طور کلی هر استرس و بیتابی دیگری در رابطه با فرزند شما , آیینه ای است از آنچه در منزل میبیند و آنچه بین پدر و مادر وجود دارد . مثلا ممکن است درگیری بین شما و همسرتان بر سر اینکه "کدام یک از شما امروز به دنبال ایشان برود و صحبت های شما درباره اینکه " من امروز وقت ندارم و ... " میتواند این استرس را دز فرزند ایجاد بکند که " من خوب نیستم" و فرزند شما این نا امنی را تجربه میکند که پدر و مادرش او را دوست ندارند . 

دقت بفرمایید که درک در سن خاصی کم کم ایجاد میشود و اینگونه نیست که شما بتوانید به فرزند خود بفرمایید که "معلمت در ای مورد تصمیم میگیرد و فرزند نقش معلم را درک بکند " , فرزند شما بناست در هر لحظه این در دریافت بکند که " تو خوب هستی " " ما تورا دوست داریم " " تو مهمی " و ... و سالهای اولیه به دنیا آمدن فرزند شما تا 3 سال از اساسی ترین دوره هست که لازم است پدر و مادر به شکل تمام قد انتظارات فرزند را "بدون ترس از لوس شدن " برآورده بکنند .

نوزاد با ترس هایی مواجه است که به این مربوط است که اگر فرد مراقب از ایشان نگهداری نکند از بین خواهد رفت .بنابراین اگر به شیوه های مختلفی این احساس را از شما بگیرد و وقت کافی برای بازی و نوازش دادن و محبت کردن ایشان بگذارید امنیت بیشتری را تجربه خواهد کرد . همچنین پیشنهاد میکنم از درمانگری کودک برای مراحل مختلف رشدی ایشان کمک بگیرید و درمانگری که هم کار کودک و هم زوج انجام میدهند , شما را در این خصوص راهنمایی خواهند کرد که چه رفتارهایی بین شما و همسر در روند تربیت ایشان خلل وارد میکند و برای ایشان ایجاد نا امنی میکند . 

 

 

کودکان با اختلال دلبستگی یا دیگر مشکلات دلبستگی در ارتباط با دیگران و مدیریت احساس خود مشکل دارند . نتایج این موضوع در عدم اعتماد وباارزش دانستن خود ،ترس از نزدیک شدن به هرکسی ،خشم،ونیاز به داشتن کنترل ،کودک مبتلا به اختلال دلبستگی احساس ناامنی و تنهایی می کند.

بنابراین چرا برخی کودکان دچار اختلال دلبستگی می شوند در حالیکه دیگران دچار این اختلال نمی شوند؟پاسخ در چگونگی فرایند دلبستگی که متکی به تعامل والدین وکودک است .

اختلال دلبستگی در نتیجه تجربه منفی در رابطه اولیه است. اگر فرزندان کوچک بطور مداوم احساس رها شدن ،جدا شدن ،نا توانی یا رها شده بدون پرستار کنند بهر دلیل آنها یاد خواهند گرفت انها نمی توانند وابسته به دیگران باشند و جهان یک مکان خطرناک وترسناک است .

چه علتی باعث اختلال دلبستگی واکنشی و دیگر مشکلات دلبستگی میشود؟

اختلال دلبستگی واکنشی و دیگر مشکلات دلبستگی رخ میدهد که بچه ها نتوانسته اند سازگارانه اتصال با والدین یا مراقب اصلی برقرار کنند .این موضوع ممکن به دلایل مختلفی اتفاق بیافتد.

  • کودک گریه میکند وهیچ کس پاسخ نمی دهد یا راحتی کودک را فراهم نمی کند
  • کودک گرسنه است یا خودش را خیس کرده وآنها (نگهدارندگان)ساعتها به این موضوع توجه نمی کنند.
  • هیچ کس به کودک نگاه نمی کند صحبت نمی کند و لبخند نمی زند بنابراین کودک احساس تنهایی می کند
  • کودک خردسال فقط به وسیله اعمال یا نمایش دیگر رفتارهای شدید توجه بدست می آورد
  • کودک خردسال یا نوزاد مورد بد رفتاری یا سوءاستفاده قرارگرفته است.
  • بعضی زمانها نیازهای کودک بر آورده شده وزمانهای دیگر برآورده نشده کودک هرگز نمی داند چه چیزی را انتظار داشته باشد.
  • کودک یا نوزاد در بیمارستان بستری شده یا از والدینش جدا شده است.
  • نوزاد یا کودک خردسال از یک پرستار به دیگری منتقل می شود .(میتواند ناشی از تصویب دادگاه یا از دست دادن یکی از والدین باشد)
  • والدین بخاطر افسردگی ،بیماری یا مشکل سوءمصرف مواد از نظر احساسی در دسترس نیستند.

یک مثال نشان می دهد، چگونه گاهی اوقات شرایطی که باعث مشکلات دلبستگی هستند غیر قابل اجتناب است اما کودک کوچک نمی فهمد چگونه اتفاق افتاده وچرا .کودک خردسال فقط احساس می کند مثل اینکه هیچ کس مراقب او نیست و آنها اعتماد به دیگران را از دست می دهند و جهان تبدیل به مکان ناامن می شود.

خوشحال خواهم شد که با بررسی سوالات شما , هرزمان , خدمتی تقدیم شود 

سمانه جهانبخش , کارشناس ارشد روانشناسی , خانه توانگری 

پاسخ داده شده مهر 28, 1395 بوسیله ی سمانه جهانبخش (68,400 امتیاز)
ممنون ازپاسخ مفیدتون
...