به سامانه پرسش و پاسخ "خانه توانگری طوبی" خوش آمدید, مکانی برای پرسش سوال شما و دریافت پاسخ از دکتر شیری و همکاران خانه توانگری.

6,531 سوال

6,487 پاسخ

3,155 نظر

7,424 کاربر

7 نفر آنلاین
0 عضو و 7 مهمان در سایت حاضرند
بازدید امروز: 645
بازدید دیروز: 5400
بازدید کل: 6247477

بازم بعد 1000بار فرصت دادن بهش دوباره فرصت بدم؟

2 دوستدار 0 امتیاز منفی
سلام من دختر30 ساله ام.حدود5 سال پیش استادم بهم پیشنهاد اشنایی به منظور ازدواج دادند.ایشون 9 سال از من بزرگترند.بعد از گذشت 3-4ماه از درخواستشون و جواب مثبت من برای اشنایی هیچ خبری ازشون نشد.تو دانشگاه هرروز میدیدمشون و رابطه بینهایت خوبی داشتیم اما حرفی از قرار بیرون و ... نشد.تاجایی که با توجه به نظر بقیه و خودم ایشون پشیمون شدند اما روشون نمیشه بهم بگن(بخاطر رابطه باحجب و حیای استاد شاگردی).منم رفتم خودم گفتم بهشون که قضیه از نظرمن تموم شده شما هم راحت باشین.فورا به خودش اومدو گفت من فک نمیکردم اینجوری بشه و ببخشید و خلاصه از هفته بعد قرارامون شروع شد.چندماه بعد گفت من زیادم اوضاع مالیم خوب نیس و ازطرفی خانواده ام هم دختراز شهرخودشون میگیرن و ... منم حس کردم داره بهونه میاره گفتم باشه اقای دکترمشکلی نیس فک می کنم همه چی تمومه.بعد گفت نه حالا بهم فرصت بدین من موضوعو مطرح کنم باخونواده ام و نظرشون و جلب کنم.بعد1ماه اونم با پرسش من که بلاخره چی شد میگفتن هیچی مشکلی نیس.بعد میگفتم خوب پس برنامتون چیه میگفتن مثلا تا 3ماه دیگه میایم خواستگاری.بعد نمیومدن ب دلایل مختلف.خلاصه رابطه ما تا پارسال یعنی کل 4سال پر بود از موقعیت هایی که ایشون هی وعده اومدن میدادن یا تماس خونوادشون با ما اما بقول خودشون بدلیل اینکه خونوادشون کار دارند یا بیمارشدن پدرشون یا مثلا محرم وصفره الان نمیشه و ... خلف وعده میکردند(لازم به ذکره تا قبل منم دلیل ازدواج نکردنشون مخالفتای خونوادشون بوده و اینکه میگه پولم دست بابامه و ازنظرمالی باید نظرشونو جلب کنم) و (بلاخره بعد این همه دعوا 3سال پیش یبار اومدن خونمون به هوای اشنایی نه خواستگاری یعنی هیچ حرفی ازازدواج زده نشد و ماروهم بعد 6ماه دعوت کردن خونشون ک فورا ما رفتیم بازم حرفی زده نشد اما بعدش یبارم زنگ نزدن).بعد4سال و اینهمه خلف وعده(که به نظرمن بهانه تراشی بود)درصورتیکه میگفتن پدرمادرم هیچ مشکلی باتو ندارند و همه چی اوکیه ، من رابطه رو بهم زدم.الان یه سال گذشته هنوزم بهم ابرازعلاقه میکنه.میدونم همیشه عاشقم بوده اما بی اراده است نسبت به حرفش.حالا بعد5سال پدرش بااصرارهای اون زنگ زده ک اگه شما موافق باشین دیگه ازنظرما همه چی حله و فورا اقدام میکنیم و تاالانم تقصیرماشد و ...

درضمن خانواده ام میگن اینا ثبات ندارن.پسره هم ب بلوغ نرسیده ک عنانش دست خونوادشه.

چه کنم؟ایا این رفتار وحشتناک نبودن سر حرف و قولش جزئ 30درصدیه ک برای انتخاب همسر میشه چشم پوشی کرد یا نه مثل مساله اعتیاد که طرف با 1000تا خوبی بازم نباید باهاش ازدواج کرده؟

من واقعا نمیدونم این 70 درصد مطابق میل ما بودن برای ازدواج چه چیزاییو شامل میشه؟
سوال شده مهر 17, 1395 در انتخاب همسر بوسیله ی Nika khanum (140 امتیاز)
ویرایش شده آبان 22, 1395 بوسیله ی Nika khanum

1 پاسخ

2 دوستدار 0 امتیاز منفی

سلام نیکا خانم گرامی

قابل درک است که وضعیت بلاتکلیف و قطع و وصل شدن یک رابطه تا چه اندازه می تواند باعث احساس ناخوشایند گردد. اما در نظر داشته باشید که با اتخاذ تصمیمهای درست و پاسخهای به موقع می توان از بروز آسیب جلوگیری نمود.

مرقوم فرموده اید که ایشان 5سال پیش به شما پیشنهاد آشنایی داده و در این مدت ارتباط قطع و وصل شده و درنهایت یک مرتبه خانواده ها به دیدار همدیگر رفته اند بدون اینکه حرفی از ازدواج به میان آمده باشد.

ایشان در ابتدای آشنایی با توجه به تفاوت سنی که نوشته اید، 34 ساله بوده اندو اکنون 39 سال سن دارند. انتظار می رود آقاپسری که در دهه چهارم زندگی اش است بتواند به آن حد از بلوغ رسیده باشد که بتواند برای انتخاب همسر تصمیم بگیرد و یااینکه اگر هم تمایل دارد از طریق خانواده اقدام کند، قادر به گفتگوی مناسب با خانواده بوده و بتواند با آنها به توافق برسد.

ضمن اینکه وقتی ایشان شما را مناسب دیده لازم بوده با قاطعیت بیشتری رفتار کند. حتی اگر هم ایشان بنا به هر دلیل از تصمیم خود منصرف شده باشد و یا ملاکهایش با شما منطبق نبوده باشد بایستی بتواند این مسئله را به نحو مقتضی به اطلاع شما برساند.

اما با توجه به متن نامه شما به نظر می رسد ایشان در تصمیم گیری مشکل دارد. بدین معنا که یا خودش در بلاتکلیفی است و یا اینکه قادر نیست بدون نظر خانواده برای مسائل زندگی خودش تصمیم بگیرد. در هر حال آقاپسری که در آستانه 40سالگی هنوز توان تصمیم قاطعانه را ندارد به احتمال فراوان این الگوی رفتاری را در سایر زمینه های زندگی نیز خواهد داشت.

بنابراین لازمست با خود بیندیشید که آیا می توانید فردی را به عنوان همسر بپذیرید که در تصمیم گیری های خود دچار مشکل است یا خیر؟ چون چنین رفتاری زمینه دخالت اعضای خانواده و یا هر کس دیگری را که به نوعی در زندگی این آقا برایش مهم است فراهم می کند. شما با پذیرش این آدم بلاتکلیف، سبب از دست رفتن فرصتهای دیگر خود خواهید شد.

در خصوص ملاکهای ازدواج نیز عدد خاصی را نمی توان گفت. زیرا ملاکها و اولویتها در افراد، متفاوت است. لازمست ببینید چه چیزی برای شما مهم تر است و انتظارات تان از زندگی مشترک چیست تا بتوانید براساس ملاکهای خود دست به انتخاب همسر بزنید.

موارد زیر را برای بررسی خواستگاران در نظر داشته باشید:

1- فلسفه ازدواج: تصویر ذهنی شما از ازدواج خوب چیست؟ به چه شرایطی می گویید زندگی خوب و موفق؟ نظر طرف مقابل شما چیست؟ 

2- فردیت و بلوغ های چند گانه:

  • بلوغ عاطفی: توانایی مدیریت عاطفی/ شناخت احساسات خود: چرا از کسی خوشم می آید؟
  • معنوی: باورها و اعتقادات فردی در این زمینه
  • شخصیتی: مسائل مربوط به شخصیت سالمتر مثل مهرطلبی یا وابستگی/ آیا بندنافش از خانواده بریده شده و قادر به گرفتن تصمیمات مهم زندگی است؟
  • جن.سی: توانایی جسمی در این خصوص، آگاهی از سلیقه خود
  • مالی: داشتن شغل ثابت؛ مدیدریت مالی و توان برنامه ریزی و بودجه بندی
  • اجتماعی: جایگاه اجتماعی فرد

3- داشتن مطلوبیت ظاهری برای هم

4- اخلاق فردی/ اخلاق مالی ( نوع خرج کردن ها ) /تیپ شخصیتی شما دو نفر 

5- نحوه کنار آمدن با تفاوتهای شخصیتی و تفاوتهای ارزشی (مثلا شما معتقد به توافق باشید ولی طرف مقابل معتقد به اطاعت زن از شوهر)

6- نظام ارزشی ، هم فرکانس بودن در آینده 

7- سرگرمی ها، علایق، نحوه گذراندن اوقات فراغت 

8- هوش شخصی ، ارزش ها، علایق ، دوستان ، مطالعات و ...

 

از اعتماد شما سپاسگزارم

علی اکبری- کارشناس ارشد روانشناسی- خانه توانگری

 

 

پاسخ داده شده آذر 6, 1395 بوسیله ی فاطمه علی اکبری (77,320 امتیاز)
...