آیا می توانم با مردی که قبلا ازدواج کرده اما جدا از همسر زندگی می کند و قصد جدایی دارد ،ارتباط داشته باشم؟

1 امتیاز مثبت 1 امتیاز منفی
سلام

من دختری 30 ساله و مجرد هستم.تحصیلاتم کارشناسی ارشد کامپیوتر است و به مردی 31ساله که تحصیلات ایشان کارشناسی ارشد mba می باشد،علاقمند شده ام. یکسال پیش به مردی علاقه شدید پیدا کردم زیرا ایشان تقریبا با تمام معیارهای من که تا امروز در کمتر مردی دیده ام مطابقت داشتند و فوق العاده برای من جذاب بودند. ایشان هم همین حس و نظر را در مورد من دارند.

مشکل اینجاست که سال گذشته که کاملا اتفاقی ما از هم خوشمان آمد ایشان در همان هفته اول بمن گفتند که قبلا ازدواج کرده اند و در حال جدایی هستند.دلایل جدایی شان را نیز مادی گرا بودن همسر و اختلافات شدید سلیقه و ارزش مطرح کردند.و تعریفهایی که از زندگی مشترکشان می کردند نیز بیانگر تفاوتهای شدید بود. وقتی موضوع ازدواجشان را مطرح کردند با وجود حس شدیدی که بین ما وجود داشت هر دو نفر تصمیم گرفتیم هیچ رابطه ای نداشته بشیم تا تکلیف زندگی گذشته ایشان مشخص شود و کاملا و قانونا جدا شوند. این آقا بمن گفتند که نگران آینده من هستند و از آنجایی که مشخص نیست جدایی شان چقد طول بکشد نمی خواهند من اصطلاحا پاسوز شوم. من هم چون نمیخواستم عامل جدایی دو زوج و شکست 1 زندگی شوم این قطع ارتباط را پذیرفتم.

اما متاسفانه در عمل قطع ارتباط کامل اتفاق نیفتاد. و ما تعهد خود را تقریبا بعد از 1 ماه می شکستیم. و باها و بارها تصمیم گرفتیم حتی بهم اس ندیم اما بعد 1 یا دو ماه شدیدا دلتنگ می شدیم و پیام می دادیم.و البته در تمام مدت قطع ارتباط من به ایشون فکر می کردم و  عملا بهیچ مرد دیگری فکر نمیکردم و بعضی از خواستگارها را نیز با گفتن این جمله که مرد دیگری را دوست دارم رد می کردم(البته آن خواستگارها مناسب من نبودند و اگه ایشان هم در زندگی من نبود جوابم منفی بود) و این آقا هم می گفتند که درسته ارتباطمون قطعه اما روزی نیست که من بتو فکر نکنم . چون تو همون زنی هستی که من همیشه میخواستم اما افسوس که دیر همو دیدیم.

حالا یکسال از شروع میگذره و ما در این یکسال خییلی کم همو دیدیم و ارتبطمون در حالت وصل و قطع بوده. احساس ما بهم تغییری نکرده.

ولی ایشون هنوز قانونا جدا نشدند زیرا نمی تونند مهریه رو کامل پرداخت کنند و همسرشون هم حاضر به جدایی نیستند و بارها گفتند که هیچ همکاری برای جدایی نمی کنند و در دادگاه به قاضی میگند که میخوان زندگی کنند. و همونطور که می دونید که مردی مهریه نداشته باشه بده نمی تونه بره دادگاه و زن رو 1 طرفه طلاق بده .( ایشون قصد دارند تمام مهریه رو پرداخت کنند اما توانش رو ندارند و از خانموشون تقاضای قسط بندی دارند که خانم میگند یکجا میخوام)

این جدایی هیچ ربطی بمن نداره و قبل آشنایی من با این آقا از هم جدا زندگی می کردند و برای من تعریف کردند که در سه سال زندگی همیشه جنگ و دعوا داشتند و چون امیدی به ادامه این زندگی ندارند و جدایی رو عاقلانه می بینند میخوان طلاق بدند وگرنه دلشون برای همسرشون می سوزه. از اونجایی که خانم اذعان می کنند من نمیخوام طلاق بگیرم . من گاهی عذاب وجدان پیدا می کنم که نکنه این آقا بخاطر علاقه بمن نخواد به زندگیش برگرده و گاهی می بینم که این فاصله و جدایی ربطی بمن نداره . ما حتی دست همو نگرفتیم و فوق العاده رابطمون رو حفظ کردیم پس چطور حضور من دلیل این جدایی می تونه باشه . البته آقا همیشه میگند که این تصمیم جدایی عاقلانه بوده .چه تو باشی و چه تو نباشی اتفاق می افته فقط نمی دونم چقد طول میکشه.

حالا من واقعا نمی دونم باید چیکار کنم؟! به دلیل دلبستکی و شاید هم وابستگی واقعا ما دو نفر از خودمون نمی بینیم که رابطمون رو قطع کنیم همونطور که در این 1سال نتونستیم.و از طرف دیگه میترسیم ادامه رابطه باعث شه که دیگران به  ما برچسب بزنند. به ایشون برچسب خیانتکاری و بمن برچسب نابود کردن 1 زندگی

من خییلی فکر میکنم و معمولا به این  نتیجه میرسم که چون این مرد برای من خاصه و کسی رو ا به امروز به این اندازه دوست نداشتم و مناسب خودم ندیدم و مطابق معیارهام هستند،براش صبر کنم ،حتی اگه چند سال طول بکشه . اما نمیدونم این تصمیمم عاقلانه باشه یا نه؟

لطفا راهنمایی ام کنید
سوال شده مهر 26, 1395 در ارتباط عاطفی بوسیله ی fanoos95 (140 امتیاز)
...