به سامانه پرسش و پاسخ "خانه توانگری طوبی" خوش آمدید, مکانی برای پرسش سوال شما و دریافت پاسخ از دکتر شیری و همکاران خانه توانگری.

6,531 سوال

6,484 پاسخ

3,155 نظر

7,411 کاربر

18 نفر آنلاین
0 عضو و 18 مهمان در سایت حاضرند
بازدید امروز: 4127
بازدید دیروز: 9033
بازدید کل: 6227788

چی کار کنم از پدرم متنفر نباشم؟؟

0 دوستدار 0 امتیاز منفی
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مشاوران محترم خانه توانگری

دختری 28 ساله با تحصیلات فوق لیسانس  هستم. در خانواده ای بزرگ شدم که خانواده مادرم بسیار ثروتمند و تحصیلکرده و اکثرا دارای مدرک دکتری از دانشگاههای معتبر اروپا و امریکا هستند اما مادرم دیپلم هستند. و خانواده پدرم روستایی با سطح فکر بسیار پایین و در محیط کاملا بسته قرار گرفته اند اما پدرم فوق لیسانس هستند. در ابتدا در نیروی انتظامی دارای سمت بالایی بودند اما پس از استعفا به کارهای مختلف روی آوردند از ساخت و ساز و پیمانکاری گرفته تا مشاور قوه قضاییه. در طول این مدت پدرم نزدیک به 20- 30 بار شغل های مختلف را امتحان کردند و عوض کردند. ما در ابتدا وضع مالی خوبی داشتیم اما با گذشت زمان بدتر و بدتر شد. به طوری که طلب کارهای پدرم فرش و لوستر و تلویزیون و تمام وسایل ما را بردند و ما به ناچار به شهرستان مهاجرت کردیم.در شهرستان هم در یک خانه ساکن نبودیم و چندین بار اثاث کشی کردیم و به شهرهای دیگر رفتیم. که این مسایل و مشکلات به مدت 15 سال ادامه داشت و پدرم همچنان شغل عوض می کردند و اوضاع مالی ما افتضاح بود گاهی حتی پول برای خرید نان هم نداشتیم. مادرم در این مدت سرکار رفتند و تمام هزینه های تحصیل؛ کرایه خانه و خورد و خوراک مارا دادند البته خودم هم از 19 سالگی سرکار میرفتم.تا بالاخره با هر بدبختی و نداری که شده فوق لیسانس گرفتم و الان خداروشکر کار مناسبی دارم.

پدرم بسیار مهربان، نماز خوان، خوش صحبت، خوش تیپ اما بی خیال  است  به خیلی ها بدهکار است و حتی فراموش می کند که بدهی دارد. و در طول این مدت اصلا متوجه سختی های مالی ما نشدو فکر میکند که پدر و همسر خوبی برای ما بوده. من تا قبل از اینکه سر کار بروم لباس و کفش و سایر مایحتاج از طریق همسایه ها و مردم تامین می شد و از این بابت بسیار ناراحت بودم .

این مشکلات و بی خیالی پدرم که همچنان ادامه دارد باعث جدایی پدر و مادرم از ما شد و مادرم برای همیشه به خاطر فشار زندگی ما را ترک کرد. همچنین حدود یک سال پیش با آقایی به قصد ازدواج آشنا شده بودم  و به هم کاملا علاقه مند شده بودیم که من موضوع جدایی پدر و مادرم را وقتی به ایشان گفتم ( بدون جزییات)  ایشان مرا با گفتن مادر را ببین و دختر را بگیر مرا ترک کردند.

الان در وضعیتی هستم که به شدت از پدرم متنفر شدم، اصلا نمی تونم تحملش کنم یا حتی صداشو بشنوم. وجودش در کنار من به شدت مرا آزار میده.در صورتی که همه دخترا عاشق پدرشون هستن.

نمیدونم چی کار کنم که گذشته را فراموش کنم؟ چی کار کنم که ازش متنفر نباشم؟ اصلا دلم نمیخواد جوابشو بدم یا بی احترامی کنم چون بعدش از کارم خیلی پشیمان میشوم. می خواستم در یک خانه مستقل زندگی کنم و کار کنم که حداقل ایشان را نبینم اما نمی دونم تصمیمم درسته یا نه؟ تمام گذشته من یک طرف رفتن آن آقایی که به خاطر پدر و مادرم مرا ترک کرد خیلی عذابم میده، در حالی که من ظاهر و چهره و تحصیلات خوبی داشتم.

لازم به ذکر است خانواده مادرم هم ما را به کلی فراموش کردند. و سالهاست که سراغی از ما نمیگیرند. خواهش می کنم کمکم کنید .
سوال شده آبان 26, 1395 در خانواده بوسیله ی سارااا (120 امتیاز)
...