به سامانه پرسش و پاسخ "خانه توانگری طوبی" خوش آمدید, مکانی برای پرسش سوال شما و دریافت پاسخ از دکتر شیری و همکاران خانه توانگری.

6,531 سوال

6,487 پاسخ

3,155 نظر

7,424 کاربر

8 نفر آنلاین
0 عضو و 8 مهمان در سایت حاضرند
بازدید امروز: 656
بازدید دیروز: 5400
بازدید کل: 6247488

به نامزدم علاقه ای ندارم و روزهای نزدیک به عقدمونه و تو فکرم جدا بشم. کمکم کنید لطفا

3 دوستدار 0 امتیاز منفی
با سلام و آرزوی موفقیت روز افزون من با خواهرزاده شوهرخواهرم نامزد كردم. راستش من از روز اول اشتباه کردم. من ایشون رو میشناختم و بواسطه دیدار خواهرم خوب ایشون رو هم میدیدم.(شوهر خواهرم هم از اقوام ما هستن). ولی صحبت نزدیکی نداشتیم و وقتی تماس گرفتن و خواستگاری کردن طی آشنایی های قبل و تعریف اطرافیان و بررسی شرایط من جواب مثبت دادم و اولین صحبت حضوری ما در روز نامزدی بود. که متاسفانه من مهرش به دلم ننشست ولی دیگه جواب مثبت داده بودم. خوب من همونطور که در سوال قبلیم هم گفتم یک نفر دیگه رو در ذهنم داشتم و نامزدم رو مدام با اون مقایسه میکنم و نامزدم از لحاظ ظاهری موردپسند من نبود. نه اینکه ظاهر بدی داشته باشه ولی برای من یک آدم جنتلمن و قوی و با اعتمادبنفس بالا همیشه در ذهنم بود. متاسفانه بعد از گذشت 4 ماه هیچ علاقه ای در من ایجاد نشده و همون ماه اول هم ما یک سری بحث داشتیم که پدر و مادرم میگفتن اگر نمیخوای ادامه بدی مهم نیست و خودت رو زجر نده. ولی من بخاطر نسبت فامیلی و زندگی خواهرم از این کار وحشت داشتم. و بنابراین ادامه دادم. ولی این دوران بجای خوشی برای من فقط زجره و این رو هم بگم که دو تا شهر متفاوت هستیم و من احساسم در حدی هست که دوست ندارم موقع تعطیلات بیاد یا اگر اومد دوست دارم زود برگرده. فعلا دانشجو هست و میگه بعداز این ترم بصورت جدی دنبال کار میره و کلا کارش بصورت پروژه ای هست و شغل ثابت نداره و از همون ابتدا مدام تکرار میکرد که من پول ندارم. انقدر که وقتی من میگفتم مثلا پول ندارم شارژ بخرم میگفت اشکال نداره همدردیم و نمیدونست باید بگه من برات میخرم!و چند بار طعنه های ناخوشایندی زد که باعث ناراحتی و بحث های اولیه من شد و خودش میگفت من نیش زبون دارم و دوستام همیشه از این مسئله ناراحت میشن و فوق العاده آدم خجالتی هست. من خودم هم خجالتی هستم. ولی اون از من بیشتره و خیلی غیراجتماعیه و چون تک پسر هست خانوادش میگفتن تو اجتماع نبوده و با دخترا ارتباط نداشته و باید کمکش کرد! قرار بود بزودی توی همین ماه عقد کنیم ولی من دوست ندارم این اتفاق بیفته و میخوام تاریخ عقد رو به چند ماه بعد موکول کنم چون ممکنه اصلا نتونم به این وضعیت ادامه بدم. چون کارم فقط شده گریه و مشکل بزرگم اینه که هیچ علاقه ای بهش ندارم. آدم مذهبیه نه بصورت خشک ولی به نماز اول وقت خیلی اهمیت میده منم میخونم ولی نه مثل اون و این مسئله هم اذیتم میکرد که مدام جلو خونوادش میگفت نماز نخوندی مگه بچه مسلمون نیستی که اول وقت نمیخونی یا اگه الان نخوندی دیگه نمیخواد بخونی. و من بهش گفتم اعتقادات مذهبی یه چیز شخصیه.البته بگم اون تقریبا تا حالا چیزی کم نزاشته از لحاظ خرید و البته منم چون میگه پول ندارم مراعات میکنم ولی خوب الان شرایط مالیش درحدی نیست ک مثلا بتونه خونه اجاره کنه یا عروسی بگیره و این کارا رو موکول کرده به یک سال بعد. من بهش گفتم باید در کنار پروژه کار ثابت هم داشته باشی اول قبول داشت و میگفت برای اجاره دادن باید یه حقوق ماهیانه هم داشته باشم ولی چند بعد وقت میگفت کار ثابت حقوقش ناچیزه. و من بهش گفتم تو میتونی پروژه بگیری ولی مگر پول رو سریع دودستی میان تقدیمت میکنن(چون کارفرما همه ادارت دولتی هست که زود پول نمیدن)با خودم میگم کاش همون اول کار رو تموم میکردم. نمیدونم دقیقا مشکلم چیه که نمیتونم دوستش داشته باشم. چون مدام با یکی دیگه مقایسش میکنم و احساس میکنم خیلی دست و پا چلفتیه.ولی اون به گفته خودش منو دوست داره. چون اصلا هیچ تجربه ای از عشق و عاشقی تا الان که 35 سالشه نداشته! حالا پدرو مادرم میگن فکراتو بکن اگر واقعا نمیخوای ادامه نده صحبت یه عمر زندگیه و به امید اینکه زمان بگذره و بهتر بشه یا ترس از اینکه زندگی خواهرت خراب میشه به این مسائل فکر نکن و تصمیم خودت رو بگیر. میخواستم کمکم کنید که چکار کنم. درضمن من سی ساله شدم و همش به این هم فکر میکنم خوب پس تا کی میخوای دیگه مجرد بمونی و سنت بالا رفته . ممنونم ک وقت میزارید و کمکم میکنید و ببخشید که خیلی طولانی شد. خواهش میکنم ازتون که زودتر راهنماییم کنید چون وقت زیادی ندارم. متشکرم
سوال شده آذر 1, 1395 در انتخاب همسر بوسیله ی سرایل (210 امتیاز)
...